تبلیغات
شبیه سازی و انجام پروژه ها و مقالات مهندسی برق ، کامپیوتر و مکانیک ، ترجمه کلیه متون تمامی گرایش های مهندسی برق،کامپیوتر،ریاضیات،فیزیک و آمار در اسرع وقت و با نازلترین قیمت قدرت الکترونیک کنترل مخابرات مهندسی پزشکی نرم افزار سخت افزار هوش مصنوعی IT فناوری - اركستر

اركستر

سه شنبه 5 مرداد 1389 10:50 ق.ظنویسنده : هادی

 
رکستر فیلارمونیک چک (I)

اولین کنسرت ارکستر فیلارمونیک چک (ارکستر فیلارمونیک چک (CPO) در 4 ‍ژانویه 1896 در رودلفینوم به رهبری دورژاک (Antonín Dvořák) بود. در سال 1901 لودوویک گلانسکی (Ludvík Čelanský) رهبر اصلی این ارکستر شد و از سال 1903 تا 1918 توسط دکتر ویلم زمانک (Dr. Vilém Zemánek) اداره شد کسی که علی رغم مشکلات حیاتی اقتصادی در آن دوره توانست ارکستر را در حد مرکز اصلی موسیقی پراگ تثبیت کند. در سال 1919 اولین سال پس از جنگ، جدا از وقفه به وجود آمده بین سالهای 1913 تا 1933، رهبری CPO به واکلاو تالیچ (Václav Talich) سپرده شد کسی که ارکستر را تا سال 1914 رهبری کرد.

تالیچ 924 کنسرت را در فیلارمونیک رهبری کرد و او به درستی به عنوان پیشگام سنتی CPO شناخته شده است.

بعد از دوره کوتاه اما بسیار پر ثمر و هنری رافائل کوبلیک (Rafael Kubelík) به عنوان مدیر و رهبر CPO از سال 1924 تا 1948، این سمت به کارال آنچرل (Karel Ančerl) از سال 1950 تا 1968 تعلق یافت که در این دوره ارکستر به عنوان بهترین گروه موسیقی دنیا شناخته شد.

در برنامه کاری موسیقی CPO تمرکز آنان بیشتر بر روی موسیقی کلاسیک به خصوص معاصر است، اما همچنین آثار آهنگسازان خارجی مانند ایگور استراوینسکی (Igor Stravinsky)، اشترائوس (Strauss)، بلا بارتوک (Béla Bartók)، شوستاکوویچ (Shostakovich) و پروکفیف (Prokofiev) را اجرا می کردند. سالهای رهبری آنچرل به عنوان فوق العاده ترین دوره ارکستر از لحاظ پیشرفت هنری شناخته شده.

بعد از مهاجرت وی به کانادا، رهبری اصلی ارکستر با واکلاو نئومان (Václav Neumann) ادامه پیدا کرد که دوره طولانی وی تا سال 1990 از لحاظ کیفیت و موفقیت بسیار درخشان بود. بعد از تغیرات سیاسی در کشور در دهه 90 موسیقیدانان مشهوری با موفقیتهای پی در پی رهبری ارکستر را بر عهده گرفتند، همچون؛ جری بلولاواک (Jiří Bělohlávek) از 1990 تا 92، ژرد آلبرشت (Gerd Albrecht) از 1993 تا 96 و ولادیمیر آشکنازی (Vladimir Ashkenazy) از 1996 تا 2003، افرادی بودند که پیشرفت و موفقیت بین المللی فراوانی برای ارکستر به ارمغان آوردند.

فیلارمونیک فصل جدید 2003-04 را با رهبری جدید آغاز کرد، ژنیک ماکال (Zdeněk Mácal) رهبری شایسته (1968 تا 1966 ، متولد 1936، شخصی که در اوج تجربه خویش در هنر و در زندگی به حضوری مهم در ارکستر دست یافت.)

از شروع فعالیت CPO در سطح بین المللی شهرتی داشت که سبب می شد رهبران مهمانی از دیگر کشورها به حضور در آنجا جذب شوند، از جمله: ادوارد گریگ (Edvard Grieg)، اوژن ایزایی (Eugene Ysaye)، سرگی راخمانینوف (Sergei Rachmaninov)، آرتور نیکیچ (Artur Nikisch) و گوستاو مالر (Gustav Mahler) که وی اجرای جهانی "سمفونی هفت" ساخته خودش را به همراه CPO در پراگ سال 1908 اجرا کرد.

 بشنوید قسمتی از اپرای "مانا و مانی" ساخته حسین دهلوی را به رهبری علی رهبری با اجرای ارکستر فیلارمونیک چک

همچنین از رهبران بزرگی که بارها در ارکستر حضور داشتند می توان از؛ ایریک کلیبر (Erich Kleiber)، برونو والتر (Bruno Walter)، الکساندر زیملینسکی (Alexander Zemlinsky)، جرج سولتی (Georg Széll) ، چارلز مونش (Charles Munch)، ایوگنی ماروینسکی (Yevgeny Mravinski)، لئونارد برنستین (Leonard Bernstein)، لئوپولد استوکووسکی (Leopold Stokowskii)، فرانز کویتچنی (Franz Konwitschny)، سرجیو چلیبیداكه (Sergiu Celibidache)، جندی روژستوینسکی (Gennady Rozhdestvensky)، کیریل کندراشین (Kirill Kondrashin)، لرین مازل (Lorin Maazel)، زوبین مهتا (Zubin Mehta)، برنارد هایتینک (Bernard Haitink)، کلودیا آبادو (Claudio Abbado) و ریکاردو موتی (Riccardo Muti) در میان دیگر رهبران سرشناس نام برد.

دیگر مشارکت بین المللی و فوق العاده CPO اجراهای خارج از کشور آنان می باشد. ارکستر پیش از جنگ، شهرتی بین المللی در سطح اروپا به دست آورده بود، از سال 1902 در بریتانیای کبیر شهرتی فوق العاده کسب کرد، آنطور که از آن زمان تا به امروز در رقابت BBC Proms و جشنواره ادینبورگ حضور دارد.

اولین کنسرت خارج از کشور ارکستر در استرالیا، ژاپن، نیوزلند، چین، هند و روسیه بود. CPO تا سال 2001 یعنی برای چهل و دو سال در چین اجرایی نداشت، اجراهای آنان در ژاپن آنقدر فراوان بود که تالار معروف سانتوری در توکیو مکانی بود که همیشه انتظار حضور ارکستر را می کشید.

اولین سفر CPO به آمریکا و کانادا در سال 1965 بود که در آن زمان موفقیت چشمگیر کارل آنچرل، ارکستر را در آمریکا بسیار مطرح کرد که تا به امروز همچنان به عنوان بهترین اجرا کننده موسیقی چک شناخته شده اند. در مارچ 2004 گروه به همراه آندری بوریکو (Andrey Boreyko) به آمریکا سفر کرد و در آنجا کاری از دورژاک را اجرا کرد.

bach-cantatas.com

    نامه سرگشاده سازگران میراث فرهنگی

    در رژیم گذشته مکانی در مسیر فرودگاه مهرآباد ساخته شد که در آنجا مسافران میتوانستند در هنگام ورود و خروج از ایران (یا شهر تهران) با خرید صنایع دستی با فرهنگ کهن ایران آشنا شوند. یکی از مهمترین قسمتهای این سازمان بخش ساز سازی آن بود. این سازمان همچنان به فعالیت خود مشفول است ولی به تازگی قسمت ساز سازی آن تعطیل شده است. در این مقاله نامه سرگشاده کارمندان این سازمان را میخوانید.

    همانگونه که مستحضر هستید، انسانها برای مهاجرت به مكانی جدید، شرایط مختلفی از جمله تعاملات، همزیستی و روابط خانوادگی و ... را در نظر میگیرند و در نهایت نسبت به اقدام به مهاجرت، حق انتخاب خواهند داشت. بی تردید كوچ اجباری و گروهی افراد، شكل و معنای تبعید یا چیزی شبیه به آنرا به خود خواهد گرفت و بدون در نظر گرفتن شرایط روانی و روابط اجتماعی، ایشان را دچار آسیبهای روانی شدید و تنزل بی سابقه در کیفیت كاری می نماید.

    همانگونه که واقف هستید در طول تاریخ قبایل و طوایف را یکجا و با حفظ پیوندهای خانوادگی شان تبعید یا کوچ میداده اند و همه در کنار هم بودند. افراد بشر نمی توانند در خلال کار روزانه با خانواده و دوستان خود ملاقات و تعامل نداشته باشند در این مورد حتی بمنظور مزاح نیز نمی توان از جمله < < دوری و دوستی << استفاده كرد. در غیر این صورت تکلیف روابط اجتماعی خود خواسته چه می شود؟ این شیوه انتقال متأسفانه مربوط به جابجایی ابزار، وسایل و ماشین آلات بوده و حتی برای تغییر محل زندگی گیاهان و سایر موجودات زنده ویژگیهای زیستی و شرایط اقلیمی مورد بررسی قرار میگیرد چه رسد به کوچ گروهی و كلان انسانها که از شرایط كاملاً ویژه و متفاوتی از جمله مسایل عاطفی و روانی برخوردار هسنتد و اغلب غیر ممكن یا منجر به خرابی خواهد شد و آثار مخرب آن در سالهای آینده موجب قضاوت همگان در نقد یک فاجعه انسانی ـ فرهنگی خواهد شد.

    كسانی كه به استخدام مشاغل نظامی درمی آیند از آغاز میدانند كه هر چند سال یكبار باید به نقطه ایی دیگر كوچ كنند؛ اما در سایر مشاغل دولتی، هنگام استخدام به هیچ كس گفته نشده است كه باید از خانه و كاشانه خود آواره شهر و دیاری دیگر شوند. از سوی دیگر طبق تصمیم گیری های اخیر، در این سازمان که تابلوی «فرهنگ» (که یکی از مهمترین ابزارهای عرض اندام در صحنه بین المللی و مقابله با دشمنان فرهنگ و هویت ایرانی ـ اسلامی بشمار می رود( را بر سر دارد، هر حوزه یا معاونت به نقاط جداگانه ای از ایران کوچ داده می شوند.

    آیا متخصصان یک سازمان، آنقدر نسبت به یكدیگر بی ربط هستند که میتوان ارتباط آنها را از هم پاره پاره و پراكنده كرد؟ نکته دیگر اینکه امروزه زن نقش اقتصادی و اجتماعی بیشتر و مهمتری نسبت به گذشته دارد و به طور معمول در بیشر خانواده ها، زن و شوهر برای تأمین هزینه های ضروری زندگی شاغل هستند. در شرایط کنونی ( کوچ دهی اجباری) تکلیف کارمندانی که همسرانشان در شرکت های خصوصی، مشاغل آزاد و هر آنچه که امکان انتقال به شهرهای دیگر را ندارد، چیست؟ از کار بیکار شدن؟ پاسخ تبعات ناشی از آن باکیست؟ شرع مقدس اسلام با کجای این اقدام موافق است؟ جدا از مسایل عاطفی و روانی که مهمترین عواملی هستند که باید مورد کارشناسی و آسیب شناسی قرارگیرند، به نکات دیگر اشاره میگرد :
    همسران بسیاری از پرسنل، از اعضای هیأت علمی دانشگاهها و مراكز خاص، شركتهای خصوصی یا مشاغل آزاد هستند كه انتقال ایشان غیر ممكن است. برخی از کارمندان، با تکیه بر شغل دوم، هزینه های زندگی خود را تأمین میکنند و در اینصورت آنرا از دست خواهند داد.

    در میان پرسنل، دختران مجردی هستند که در منزل پدری زندگی میكنند و با توجه به بافت سنتی و مذهبی خانواده پیش از ازدواج نمی توانند مستقل زندگی كنند و یا تشكیل خانه مجردی بدهند.

    افرادی مسئول مراقبت و رسیدگی به پدر و مادر خویش یا بیماری خاص هستند و به دلایلی نمی توانند ایشان را با خود به شهر دیگری انتقال دهند. با پراکندگی بخشهای مختلف سازمان در سطح کشور، نظام برگزاری جلسات، مذاكرات،‌ تعاملات و همكاریهای درون سازمانی، معاونتها و مدیریتهای سطوح مختلف، مشمول بعد مسافت نابسامانی و هزینهای مضاعف یا قطع ارتباط میگردد. در شرایط کنونی نمی توان روی فن آوریهای نوین ارتباطی نیز حساب کرد.

    همسران برخی از پرسنل که فـرزند تهران هستند، و یا بدلیل سالها زندگی در این شهر ریشه دوانده اند حاضر به ترك محیط زندگی خود نیستند. در صورت پاشیده شدن نظام خانواده ها ( در هر شکل و هر مقیاس) چه کسی مسئول آن خواهد بود؟

    مشوق هایی از قبیل تبدیل وضعیت استخدامی، اضافه حقوق، وام مسكن، زمین و ... فقط جهت تشویق افراد برای مهاجرت داوطلبانه تأثیر خواهد داشت اما وقتی که جنبه كوچ اجباری، جدایی از وابستگان و گسستهای خانوادگی و آسیب دیدن فرزندان براحتی قابل پیش بینی باشد، مشوقها كارساز نخواهند بود.

    البته شاید در صورتی كه مشوقها تقویت شوند و بصورت وعدهایی در آینده نباشند، مانند تبدیل وضعیت استخدامی در صورتی كه احكام آن پیش از خروج از تهران بدست كارمندان داده شود، تحویل زمین پیش از خروج از تهران، مشخص شدن دقیق اضافه حقوق به عدد ریالی جهت شفاف سازی حذف وعده وام بدلیل عدم توانایی 90 درصد افراد نسبت به باز پرداخت آن، و نیز اگر انتقال بصورت كاملاً داوطلبانه باشد، به سرعت شاهد تمركز زدایی از پایتخت خواهیم بود.

    نكته فرهنگی كه بسیار حائز اهمیت بوده و مورد غفلت واقع شده است نادیده گرفتن مجموعه هنرهای سنتی است. اگر خاطر شریفتان باشد، در اولین دیدار خود در آغاز دوره ریاست جمهوریتان این موزه میراث فرهنگی معنوی را به قدوم مباركتان مزین و از كلیه كارگاها دیدن فرمودید. این موزه مربوط به تاریخ هنر تهران است و با انتقال آن به شهرهای ایران كه هركدام صنایع دستی خود را دارند، زیره به كرمان بردن و حذف موزه تاریخ هنر تهران است.

    از طرفی این موزه تنها موزه میراث فرهنگی معنوی در ایران است كه هنرمندان آن در حال ساخت و آفرینش آثار هنری هستند و آنرا بصورت زنده به بازدیدكنندگان نمایش می دهند. هنرمندانی كه امروز در این گنجینه مشغول فعالیت هستند، وارث اندیشها و قابلیتهای هنری هنرمندان تهران در 102 سال گذشته میباشند. جایگاه موزه معنوی یا زنده هنرهای سنتی تهران، در شهر تهران است و با جذابیت فوق العاده ای كه دارد، باید در جوار یكی از موزه های میراث مادی (كه فقط اشیاء گذشتگان بطور ساكن و ثابت در ویترینها قرار دارند) باشد تا نمایش و جذب گردشگران داخلی، خارجی، میهمانان دولتی و سیاسی، محققان و...، رونق بیشتری گیرد؛ رویه ای كه سالهاست انجام میپذیرد و بعنوان ویترین و چكیده هنر تهران و ایران باعث افتخار بوده است.

    بطور مثال میتوان آنرا در بزرگترین مجموعه موزهای تهران (سعد آباد) تحت تابعیت میراث فرهنگی استان تهران قرار داد.جناب آقای رئیس جمهور؛ حدود 4 سال است كه مجموعه هنرهای سنتی تحت تابعیت پ‍ژوهشگاه میراث فرهنگی قرار گرفته و مأموریت اصلی آن كه همانا آفرینش آثار هنری در حضور بازدیدكنندگان است، كمرنگ شده است و به جهت دیگری میرود و با انتقالات اخیر، اولین واحدی را كه اصرار بر انتقال آن دارند، این قسمت است. غافل از اینكه این مجموعه، تاریخ هنر تهران است و نه شهرهای دیگر و در حال حاضر هر شهر، تاریخ هنر خود را دارا میباشد.

    تاریخچه شكل گیری موزه میراث معنوی هنرهای سنتی تهران از این قرار است: مدرسه عالی صنایع مستظرفه در سال 1329 هجری قمری (102 سال پیش ) به همت كمال الملك تأسیس شد. و سپس تبدیل به مدرسه صنایع قدیمه گردید و گروهی از هنرمندان كشور در تهران جمع شدند و دررشتهای مینیاتور، تذهیب، خاتم، منبت ، قالی بافی، زری بافی ( 1309 هـ ش در عمارت شمس العماره تهران بنیان گذاشته شد و بعد به اداره كل صنایع قدیمه انتقال یافت. زری بافی در سال جاری ثبت ملی گردیده و در آستانه ثبت جهانی قرار دارد و كارگاهای آن در تهران، بعنوان پایلوت معرفی گردیده اند)، مینا كاری، قلمزنی و سایر رشتهای هنرهای سنتی فعالیت نمودند.

    این مدرسه در سال 1315 ه - ش تبدیل به هنرستان عالی هنرهای ایرانی شد. این هنرستان سپس به اداره هنرهای زیبای كشور تبدیل، و در سال 1343 هـ ش بصورت وزارت فرهنگ و هنر توسعه یافت. سپس اداره جدیدی به نام اداره كل آفرینش هنری و ادبی، به عنوان یكی از ادارات تابعه وزارت فرهنگ و هنر ایجاد شد. بعد از انقلاب این اداره به نام اداره كل هنرهای سنتی به فعالیت ادامه داد و در سال 1366 به ساختمان میراث فرهنگی در خیابان آزادی تهران انتقال یافت.

    عاجزانه خواهشمندیم در اقدامی عاجل، از بروز این فاجعه انسانی ـ فرهنگی جلوگیری فرمایید. لازم به ذکر است از زحمات جناب آقای مهندس بقایی ریاست محترم سازمان، قدردانی کنیم. چرا که ایشان به واقع در تلاش هستند تا کمترین آسیبها متوجه افراد گردد؛ اما طرح انتقال و بخصوص انتقال مجموعه هنرهای سنتی شهر تهران، نیاز به بازنگری و غور بیشتر دارد.

      موسیقی پست مدرن (IV)

      موسیقی پست مدرن (IV)

      چرخه‌ی صوتی پیشاپیش استفاده از نمونه برداری در موسیقی تکنو، هاوس و «اسکرچینگ» هیپ‌هاپ را نشان می‌داد. علاوه بر این رویکرد «حذف و اضافه» طعنه آمیز (مجازی) آثار متاخر اشتوکهاوزن (که عناصری از هر دو رده‌ی موسیقی پست و والا را به کار می‌گرفت) به‌شدت بر آهنگساران راک و پاپ بیشماری در دهه‌ی 70، 80 و 90 میلادی اثر گذاشت. برای مثال فرانک زاپا و گروه «رزیدنت».

      قابل ذکر است که جاز پست مدرن تا حد زیادی بر موسیقی پاپ و راک معاصر تاثیر داشته است. این موضوع از دو منبع اصلی ریشه می‌گیرد؛ ابداعات «چارلی پارکر» در دوره‌ی بلافاصله پس از جنگ و آرنولد شونبرگ، با این تفاوت که در این زمان کارش زیاد شبیه به آثار آتونال پیش از جنگ جهانی اول نبود.

      ادغام این دو شیوه به گسترش جاز آزاد در دهه‌ی 50 توسط «آرنت کالمن» منتج شد که نوید بخش نسل تازه‌ای از موسیقیدانان در دهه‌ی 60 و 70 بود.

      برای مثال «جان کالترن»، «آلبرت آیلر» و «سان را». جاز آزاد تا حد زیادی بر بسیاری از موسیقی‌دانان راک آوانگارد تاثیر داشت. برای مثال: «کاپیتان بیفهارت» و به‌طریق کاملا متفاوتی «استوگس» و «لورید» (که سرانجام با کالمن روی آلبوم «راون» کار کردند). این هنرمندان خودشان بر پیدایش موسیقی پانک در دهه‌ی 70 و 80 تاثیر گذار بودند.

      در دهه‌ی 70 «مایلز دیویس» با تلفیق عناصر «فانک» و راک درون صدایش، به‌طور قابل توجهی در آلبوم‌اش تحت عنوان (Bitch's Brew) به احساسات پاسخ گفت. مجددا این امر منشا اثر زیادی بر موسیقی جاز و راک معاصر بوده است.

      وضعیت موسیقی در دوره‌ی پست مدرن
      به‌عنوان یک وضعیت موسیقایی، موسیقی پست مدرن بعد از دوره ی مدرن واقع شده، در حال حاضر که موسیقی عمدتا به‌عنوان یک کالا و یک فرهنگ، ارزش‌گذاری شده است، نه فرمی از بیان مدرن ایده‌آلی برای خودش. بعضی مولفان پیشنهاد کرده‌اند که گذار در موسیقی از مدرن به پست مدرن در اواخر دهه‌ی 60 بخشی به تاثیر از موسیقی (psychedelic) و آلبوم‌های متاخر بیتل‌ها اتفاق افتاده است.

      در دهه‌ی 70 وضعیت پست مدرن با ظهور دیسکو، پانک راک، «هوی متال»، هیپ‌ هاپ و موسیقی کانتری به‌تازگی تجاری شده ادامه یافت.

      بنابراین تفاوت موسیقی مدرن و پست مدرن این است که در موسیقی مدرن توجه به بنیان‌ها و بیان متفاوت موسیقی است. از طرفی در موسیقی پست مدرن، کالای فروخته شده توسط شرکت‌های موسیقی و ستارگان پاپ، بنیان‌های موسیقی به شمار نمی‌آیند، بلکه انگاره‌های فرهنگی که موسیقی را در بر گرفته از طریق فیلم، تلویزیون و رسانه‌های دیگر طنین می‌اندازد.

      عوامل و تئوری‌‌های پست مدرنیته در موسیقی
      برای بعضی، پست مدرنیته، مدرنیته را تخریب می‌کند، تئودور آدورنوی منتقد از بارزترین افرادی است که معتقد است جریانات موسیقی بعد از سریالیزم، ابتذال مدرنیته را نشان می‌دهد. بعضی دیگر معتقدند که پست مدرنیته نشانه‌ی کاپیتالیسم متاخر و زوال هویت فراروایی نظیر حالات قومی (واحد‌های ملی) است. تئوری پیشرفته‌ی دیگری وجود دارد بر این مبنا که موسیقی پست مدرن واکنش صریحی است به رشد و توسعه‌ی جوامع مصرفی و خواستار انسجام و ارزش زیباشناختی از مصنوعات و الگوهای آن جامعه است.

      برگردان: سوسن قیصرزاده
      منبع: WIKIPEDIA 2005

        موسیقی پست مدرن (III)

        موسیقی پست مدرن (III)

        شکل‌گیری موسیقی پست مدرن
        در اواخر سال‌های 1950 و 1960، تعدادی از سبک‌ها، تحت تاثیر موسیقی پاپ قرار گرفتند و شرایط پست مدرن شروع به شکل‌گیری و سبک‌های موجود شروع به ترکیب عناصر پست مدرن کردند. موسیقی عوامانه، «جاز»، «ریتم اند بلوز» و «راک اند رول» اولیه، نه تنها به‌وسیله‌ی تکنولوژی جدید بلکه به‌طور اساسی توسط شیوه‌ی متفاوتی از فن‌‌آوری ضبط شروع به شکل‌گیری کردند. به‌جای تلاش برای نیل به یک صدای سه بعدی شفاف به پیروی از تجارب حاصل از کنسرت، آواها در ضبط به طور فزاینده‌ای مورد توجه واقع شد و باقی اصوات، به صورت دیواری پشت تراک اصلی قرار گرفتند.

        تا اواسط سال 1960، این سبک «دیوار صدا» غالبا معیاری برای رادیوی تجاری بود. مشارکت تمام و کمال تکنیک‌های میکس استودیویی، دستگاه‌های الکترونیکی و استفاده‌از لایه‌بندی به تثبیت سبک راک منجر شد.

        موسیقی پاپ، به‌عنوان زیر شاخه‌ی ژانر ویژه‌ای، صدای گیتار الکتریک راک را به نفع سینتی سایزرها، سازهای آکوستیک و بخش ریتم تابع کنار نهاد. در همان زمان، موسیقی رقص، به‌ویژه «دی‌جی»ها در مهمانی‌های شهری، راه متفاوتی را به سمت پست مدرنیته در موسیقی خلق می‌کردند.

        رویکرد آن‌ها ضبط کردن روی «ترن‌تیبل»ها (turntable) و کنترل دستی آن‌ها و به‌کار بردن میز میکس به‌عنوان یک ساز موسیقی، اضافه کردن طنین و افکت‌های صوتی دیگر بود.

        هم‌زمان آن‌ها در میکروفون صحبت ‌می‌کردند و تراک‌های رقص را به‌عنوان پس زمینه‌ای برای گفتار خودشان به کار می‌بردند که این امر احتمالا به موسیقی «هیپ‌هاپ» منجر شد. در تحول دیگری در دهه‌ی 90 میلادی جنبش گرایش به ترن‌تیبل برروی جنبه دی‌جی‌های هیپ‌هاپ متمرکز شد، با موسیقی‌ای که تقریبا به تمامی از سمپل‌ها ساخته شده بود. «دی‌جی شَدو» معروفترین دی‌جی ترن‌تیبل نواز است.

        در موسیقی کلاسیک، مینی‌مالیسم معمولا اولین نمود سبک پست مدرن محسوب می‌شود. مینی‌مالیسم بخشی از واکنش به غیرقابل دسترس و بکر بودن موسیقی کلاسیک مدرن، نظیر آثار آهنگسازانی در آیین شونبرگ، پیر بولز، کیج جوان و دیگران در میان آوانگارد‌ها بود.

        «لامونت یانگ» از زمره‌ی اولین آهنگسازان مینی‌مالیست است که زیر نظر شونبرگ تحصیل کرده بود و عناصر سریالیزم در کارهای اولیه‌اش مشهود است و «تری رایلی» که در کارهایش به شدت از تکرارهای موسیقی هندی و راک تاثیر گرفته بود.

        مینی‌مالیسم و سبک‌های موسیقی پست مدرن وابسته، زمینه را برای تلفیق مجدد موسیقی عوامانه و روشنفکرانه مهیا کردند که در زمان پیشرفت مدرنیسم از هم جدا شده بودند. تا دهه‌ی 70، موسیقیدانان پاپ و آوانگارد نظیر «سویسید» (Suicide) و «گریستل» (Throbbing Gristle) به کار برد ابزار الکترونیک، استفاده از ریتم‌ها و سازهای شرقی (مثلا کاربرد سیتار توسط بیتل‌ها) و تکرار یکنواخت موسیقی، از نظر سبکی شبیه مینی‌مالیسم (مانند موسیقیThe Velvet Underground و Kraftwerk) علاقه‌مند شده بودند.

          موسیقی پست مدرن (II)

          موسیقی پست مدرن (II)

          پیشرفت موسیقی عوامانه،‌ فشار دیگری بر موسیقی وارد آورد به‌نحوی‌که به مسیر دیگری از پست مدرنیته منتج می‌شد، برای مثال قابلیت جذب تعداد قابل ملاحظه‌ای از شنوندگان به سوی آثار. از دیدگاه موسیقیدان مدرنیست چنین ارتباطی غیر ضروری به نظر می‌رسید، چرا که مردم ذاتا به سمت و سوی موسیقی جدی گرایش داشتند، جایی که ایده‌ها در قالب موسیقایی نه از نوع عوامانه –آن گونه که در عصر ویکتوریایی به عنوان فرمی کم اهمیت‌تر نسبت به ژانر‌هایی با نفوذ بیشتر مشهود بود- فرصت ظهور می‌یافتند.

          بر پایه‌ی فلسفه‌ی پست مدرن، این سوال در مورد موسیقی مطرح شد که آیا سلسله مراتب فرهنگ عالی و پست درست یا مناسب است یا نه؟

          مسیر سوم موسیقی پست مدرن، تغییری است در انگاره‌ی اساسی آنچه که گمان می‌رفت موسیقی درباره‌ی آن باشد. با گذشت زمان ریشه‌های این تصور که "موسیقی به‌طور عمده درباره‌ی خودش است" هر چه بیشتر استوار شد. مرجع صرفا یک تکنیک نبود بلکه ماده‌ی موسیقی بود.

          آثار موسیقایی به آثار موسیقایی دیگر اشاره می‌کنند نه به دلخواه، بلکه به اجبار. این امر در روند تغییر مدرنیسم که در آن هنر به‌عنوان خالص‌ترین عنصر تکنیک موسیقایی –خواه فواصل، موتیف یا ریتم- به شمار می‌رفت، به پست مدرنیسم که تلقی آن از هنر، جریان رسانه، آلات و ادوات و مواد ژانر می‌باشد، بخشی از تغییر کلی است.

          به عبارتی دیگر، پست مدرنیته نقش هنر را برای توضیح دادن جامعه‌ی مصرف کننده و محصولات‌اش می‌بیند و این در حالی‌ است که مدرنیسم در صدد تبیین واقعیت جهان به بهترین شکل ممکن بود. قابلیت ضبط و میکس و بعدها نمونه‌برداری، ایده‌ی به کارگیری «اصوات کشف شده»، قطعات ضبط شده‌ی دیگر، صدای انسان، نوفه را در موسیقی تقویت کرد. پیشروان این موضوع را در هر دو دنیای کلاسیک می‌توان یافت. برای مثال Europeara اثر «جان کیج» و «آواز پرندگان» اثر «مسیان».

          در دنیای کلاسیک، عناصر اخیر مدرنیسم، چارچوبی برای سبک‌های پست مدرن برپا کرد. برای مثال: بلافاصله پس از دوران جنگ (جهانی دوم)، طرح مدرنیستی آتونالیته که «آرنولد شونبرگ» آغازگر آن بود، توسط آهنگسازان مدرنیست متاخر نظیر «پیر بولز»، «اشتوکهاوزن» و دیگران، به سریالیزم کلی انجامید.

          در واکنش به این گرایش مدرنیستی افراطی که در آن موسیقی از اصول ریاضی پیروی می‌کرد، بولز، اشتوکهاوزن، کیج و دیگران برای خلق موسیقی تصادفی به معرفی عناصر شانسی در موسیقی‌شان پرداختند. موسیقی تصادفی شروع به محو کردن مرز‌های بین آهنگساز/شنونده و موسیقیدان/محیط کرد، که گرایشی پست مدرن بود.

          تقریبا در همان زمان، آهنگسازان مدرنیست از جمله «ادگار وارز»، با بهره گیری از سینتی سایزرها، چرخه‌ی نوار و ... دست به تجربه‌ی ساز‌های موسیقی الکترونیک جدید زدند.

          این امر در خلال دهه‌ی 60 میلادی توسعه یافت. همچنین علاقه‌ی جدیدی به موسیقی غیر غربی وجود داشت. برای مثال «لیگتی» شروع به استفاده از عناصر آواز کوتاه در ساخت آهنگ‌هایش کرد و «اولیویه مسیان»، دست به تجربه‌ی تکنیک‌های موسیقی شرق زد.

            موسیقی پست مدرن (I)

            موسیقی پست مدرن (I)

            موسیقی پست مدرن از لحاظ سبک و وضعیت، قابل بررسی است. به‌عنوان یک سبک موسیقایی، موسیقی پست مدرن شامل ویژگی‌های هنر پست مدرن، یا به عبارتی، هنر بعد از مدرنیسم است. این سبک، از التقاط در فرم و ژانر موسیقی جانب‌داری می‌کند و اغلب ویژگی‌های ژانر‌های مختلف را ترکیب کرده یا از گزینش قطعات به صورت پراکنده بهره می‌گیرد.


            آخرین ویرایش: - -

             
             
            لبخندناراحتچشمک
            نیشخندبغلسوال
            قلبخجالتزبان
            ماچتعجبعصبانی
            عینکشیطانگریه
            خندهقهقههخداحافظ
            سبزقهرهورا
            دستگلتفکر